على اصغر شميم

413

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

كه هرچند آن‌ها را زير عنوان مشخص ، علل و ريشه‌هاى انقلاب ، قرار نداده ، ليكن روش فصل‌بندى و طرز نگارش و ترتيب منطقى و تسلسل زمانى كه در اين نوشته‌ها رعايت شده است ، نشان مىدهد كه نويسنده‌ى كتاب ، ريشه‌ى انقلاب را به دوران سلطنت ناصر الدين شاه مربوط ساخته و واقعه‌ى اعطاى انحصار دخانيات از طرف شاه را به يك نفر خارجى و مقاومت منفى مردم را در برابر اراده و فرمان شاه نخستين نشانه‌ى تنبه و بيدارى مردم دانسته است . از كوشش‌ها و خطابه‌ها و نوشته‌هاى سيد جمال الدين اسدآبادى ، كه در عصر ناصر الدين شاه مىزيست و تأثير آن‌ها در ميان افرادى روشنفكر از طبقه‌ى متوسط مانند شيخ احمد روحى كرمانى و ميرزا آقا خان كرمانى و ميرزا حسن خان خبير الملك و امثال آنان و نيز از ميرزا ملكم خان عضو وزارت امور خارجه و نماينده‌ى سياسى ايران در فرانسه و ايتاليا و نويسنده‌ى روزنامه‌ى قانون و ميرزا على خان امين الدوله رجل سياسى عصر ناصر الدين شاه و كسان ديگر در اين كتاب به عنوان عوامل بيدارى مردم ايران سخن به ميان آمده است . در كتاب « بيدارى ايرانيان » شرح جالبى درباره‌ى نخستين شهداى راه آزاديخواهى آمده كه عينا نقل مىشود : « در عصر ششم ماه صفر 1314 ( هجرى قمرى ) در باغ شمال ( تبريز ) محمد على ميرزا وليعهد خودش با ميرغضب بر بالين آن‌ها آمده نخست شروع به استنطاق آن‌ها كرده هرچه پرسيد جواب صريح و صحيح به او دادند . عاقبت عاجز شد ، بناى رذالت و بدگويى را گذارده كه شما بابى و قاتل شاه شهيد ناصر الدين شاه هستيد . چون حاج شيخ احمد ( روحى ) حدت مزاج داشت و صفراى او غالب بود ، فحش زيادى در جواب او داد ، به نوعى كه نوكرهاى او از خجالت از پشت سر او فرار كردند . آن‌وقت خود حاج شيخ احمد ، مير غضب را به طرف خويش دعوت نمود كه زود باش اول مرا آسوده كن . همين‌كه مير غضب نزد او آمد ، ميرزا آقا خان دامان مير غضب را گرفته او را قسم داد كه اول مرا بكش ، او را رها كرده نزد آقا خان آمده ، حاج ميرزا حسن خان خبير الملك دامان او را گرفته و او را قسم داد كه اول مرا بكش . مدتى مير غضب در ميان آن‌ها سرگردان بود تا عاقبت اول حاج شيخ روحى را و بعد ميرزا آقا خان و آخر ميرزا حسن خان را به قتل رسانيد و به موجب حكم امين السلطان سرهاى آن‌ها را پوست كنده و در آن‌ها آرد كرده به تهران نزد او فرستادند » . ناظم الاسلام از ميرزا تقى خان اميركبير و اقدامات او در راه اصلاح امور مالى و اجتماعى و فرهنگى سخن رانده و در مقدمه‌ى شرح حال اميركبير مىنويسد : « اگرچه ما در اين تاريخ خود بيدارى ايرانيان را از سال 1322 ( هجرى قمرى ) شروع كرده‌ايم ، لكن اگر خيال خود را جمع كنيم و به نظر دقت و انصاف در تاريخ گذشتگان بنگريم ،